دو قطعه شعر زیبا از مرحوم میرزا علی اکبر صابر طاهرزاده
البرز عزیز در قسمت نظرخواهی از بنده خواست که از مرحوم میرزا علی اکبر صابر طاهرزاده نیز شعری نوشته و ترجمه کنم . ضمن تشکر از لطف ایشان . صابر کتابی به نام هوپ هوپ نامه دارد که پر از اشعار طنز و انتقادی است . این کتاب را سالها پیش از دست فروشی در خیابان تربیت خریده ام که متاسفانه بعد از بازگشت به خانه متوجه شدم که در قسمتهائی از این کتاب کلمه ها یا کم رنگ و یا چاپ نشده اند . ترجمه این شعرتقدیم البرز عزیز و دیگر دوستداران اشعار صابر می شود . این قطعه شعر طنزی است در تعریف و تشبیه قیافه و قامت یار .
![]()
![]()
![]()
ادبیات
آی آنلین آی ، اوزون گونش ، ای قاشلارین کامان
جئیران گؤزون ، قاریشقا خطین ، کاکولون ایلان
آلما چنه ن ، چنه نده زنخدان ده رین قویو
کیپریک لرین قامیش ، دوداغین بال ، تنین کتان
بوینون صراحی ، بوی بوخونون بیر اوجا چینار
اندامین آق گوموش ، یاناغین قیرمیزی انار
خالین اوزونده بوغدا ، باشیندا ساچین غوراب
قاه ... قاه ... غریبه گولمه لی سن خانمان خراب
...
ترجمه فارسی
ادبیات در تشبیه چهره یار
ای که پیشانیت مانند ماه ، صورتت خورشید ، ابروانت کمان
چشمانت آهو ، خط و خالت مورچه ، کاکلت مار
چانه ات سیب ، چاه زنخدانت مانند چاهی عمیق
مژه هایت نی ، لبانت عسل ، تنت همانند کتان
گردنت دراز ، قد و قامتت بلند همانند چنار
اندامت نقره سفید ، لپ هایت سرخ مانند انار
خال صورتت گندم ، گیسوی سیاهت زاغ
قاه ... قاه ...عجب خنده داری تو ای خانه خراب
![]()
![]()
![]()
الهی
داش فلب لی اینسانلاری نئینیردین الهی ؟
بیزده ک بو سویوق قانلاری نئینیردین الهی ؟
آرتدیقجا حیاسیزلیق ، اولور ائل متحمل
هر ظلمه دؤزه ن جان لاری نئینیردین الهی ؟
بیر دؤرده کی ، صیدق و صفا قالمییاجاقمیش
بیلمه م بئله دورانلاری نئینیردین الهی ؟
مظلوملارین گؤزیاشی دریا اولاجاقمیش
دریالاری ، عمانلاری نئینیردین الهی ؟
صیاد جفاکاردا رحم اولمویاجاقمیش
آهولاری ، جئیرانلاری ، نئینیردین الهی ؟
باغین ، اکینین خئیرینی به گلر گؤره جه کمیش
توخم اکمه گه دهقانلاری نئینیردین الهی ؟
ایش رنجبرین ، گوج اوگوزن بیر اوزونون کو
به گ زاده لری ، خنلاری نئینیردین الهی ؟
حکم ائیلیه جه کمیش ، بوتون عالمده جهالت
دلداده عرفانلاری نئینیردین الهی ؟
سیرتوق ، مسلمانلاری تکفیره چکن بو
دوشگون مسلمانلاری نئینیردین الهی ؟
یا خود بولارین بونجا نفوذی اولاجاقمیش
بئش ، اوچ بو سخندانلاری نئینیردین الهی ؟
غئیرتلو دانوشبازلاریمیز ایش باشارارکن
تنبل دلی شئیطانلاری نئینیردین الهی ؟
ارلر هره بیر قیزکیمی اوغلان سئوه جه کمیش
ائولرده کی نیسوانلاری نئینیردین الهی ؟
تاجرلریمیز ( سونیا ) لارا بند اولاجاقمیش
بدبخت ( تکذبان) لاری نئینیردین الهی ؟
سبحانک ، سبحانک ، سبحانک ، یارب
باخدیقجا بو حکمتلره حئیران اولورو هپ
...
ترجمه فارسی
الهی
انسانهای سنگدل را برای چه آفریدی الهی ؟ ( منظور چرا آفریدی )
خونسردهائی مثل ما را برای چی آفریدی الهی ؟
هر قدربر بی حیائی افزوده می شود : ملت تحمل می کند
جانهای متحمل به هر ستمی را ، برای چه آفریدی الهی ؟
اگر قرار بود در این زمان صدق و صفا نماند
نمی دانم این دوران را برای چه آفریدی الهی ؟
اگر قرار بود اشک مظلومان دریا شود
دریاها و عمانها را برای چه آفریدی الهی ؟
اگر قرار بود صیاد جفاکار رحم نداشته باشد
آهوان و گوزنها را برای چه آفریدی الهی ؟
اگر قرار بود بهره باغها و مزارع را خانها ببرند
برای کاشتن تخم ، دهقان را برای چه آفریدی الهی ؟
اگر قرار بود بار کار و تلاش بردوش رنجبر باشد
خان زاده ها و خان ها را برای چه آفریدی الهی ؟
اگر قرار بود جهل در جهان حکومت کند
دلداده ها و عرفا را برای چه آفریدی الهی ؟
پرروئی که موجب کفر مسلمانان می شود
پس این مسلمانان را برای چه آفریدی الهی ؟
یا اگر قرار بود نفوذ اینها تا این اندازه باشد
سه چهار سخندان را برای چه آفریدی الهی ؟
در حالی که دانشمندان باغیرت ما اردان هستند
شیطانهای دیوانه و تنبل را برای چه آفریدی الهی ؟
اگر قرار بود مردان ، هر کدام پسرهائی را به جای دختر ( بعنوان سوگلی ) بخواهند
زنانی را که در خانه اند برای چه آفریدی الهی ؟
اگر قرار بود تاجرهای ما شیفته ( زنان ... ) بشوند
زنان ( توی خانه ) بدبخت را برای چه آفریدی الهی ؟
...
سبحانک ، سبحانک ، سبحانک ، یا رب
وقتی این حکمتهایت را می بینم حیرت زده می شوم
![]()



