تبليغاتX
زن متولد ماکو 2

                                   خسته قاسم 

 

خسته قاسم حدود سال 1081 خورشیدی در تیکمه داش به دنیا آمد . تیکمه داش در 78کیلومتری شهر تبریز بین راه تبریز تهران بنا شده است . 102 روستا از توابع تیکمه داش هستند . این بخش با بستان آباد ، سراب ، ترکمانچای و قره چمن و هشترود  همسایه است . گویا او حدود 76 سال عمر کرده است و ارامگاهش در تیکمه داش است .

منبع : کتاب خسته قاسم

گردآوری کننده : محمد عبادی قاراخانلو « آلیشیق »

دنیاسان

نه قدر زحمت چکیب حؤرمت ائیله یم

آخیردا گؤرورم یالان دونیاسان

یارانمیشلار اولماز سندن ایراضی

قانانا بیرکلمه تالان دونیاسان

...

کیمین آلیرسان ناموسون عارین

گولوستان اولاندا گؤرمه دیم بارین

مین ایل عمور ائده نین دؤولتین وارین

گؤز یوموب آچینجا آلان دونیاسان

...

گلن گئدیر سن کی هله قالیرسان

گونده بیزه مین  بیر هاوا چالیرسان

« خسته قاسیم » دئییر : دائم دولورسان

او نوحی نبی دن قالان دونیاسان

....

منیم

جفا چکیب اوزاق یوللار گلمیشم

اینجیدیبدیر آیاغیمی یول منیم

هردم – هردم سن یادیما دوشنده

گئدر گؤزلریمدن قانلی سئل منیم

...

داغ باشینی دومان آلدی قار توتدو

بولبول اؤلدو ، اونون یئرین سار توتدو

یازدی حارامزادا ، یارین یار توتدو

باشا چالیر ، قوهوم قارداش ائل منیم

...

یوز جؤریله بیر باغ سالدیم اؤزومه

قوهوم – قارادش تیکان اولدو گؤزومه

هر نه ائدیم بیر باخمازسان اوزومه

ائوی یانمیش بیر اوزومه گول منیم

...

« خسته قاسیم » دالدالاردان باخان یار

قیزیل گوللر دال گردنه تاخان یار

منی گؤروب قاش قاباغین ییخان یار

اوزو دؤنموش بیر یانیما گل منیم

 

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 19:34 |
                                   خسرو گلسرخی

خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مردمی در روز دوم بهمن 1322 در شهر رشت متولد شد نام پدرش قدیر بود كه گلسرخی در سن 5/1 سالگی این تكیه گاه را از دست داد مادرش بانو شمس الشریعه وحید نام داشت كه بعد از مرگ همسرش، خسرو و برادر دو ساله اش فرهاد را نزد پدرش حاج شیخ محمد وحید كه در قم می زیست برد. وحید مرد مبارزی بود كه در كنار میرزا كوچك خان جنگلی در نهضت جنگل جنگیده بود و بالطبع هنوز هم همان روحیه مبارزه در وجودش بود خسرو توسط چنین مبارزی تعلیم دید و تحت تاثیر نظرات او قرار گرفت حتی شعرهایی به نام جنگلی ها و دامون در این رابطه گفت (دامون به معنی پناهگاه و انبوهی سیاهی جنگل است). در سال 1341 پدر بزرگش فوت كرد آن زمان خسرو دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را در مدارس حكیم سنایی و حكیم نظامی به پایان رسانده بود و بعد از فوت پدربزرگش می بایست چرخ معاش خانواده را بگرداند او و برادرش فرهاد به تهران عزیمت كردند و در خانه ای كوچك در محله امین حضور سكنی گزیدند او روزها كار می كرد و شب ها درس می خواند. خسرو در این سالها از ادبیات نیز غافل نبود در طی این سالها اشعار و مقالات و نقدهای بسیار بر آثار ادبی از سوی او با نام های غیر واقعی و مستعاری چون دامون – خ ، گ – بابك رستگار – افشین راد – خسرو كاتوزیان به چاپ رسید در این زمان گلسرخی، با آموختن زبان فرانسه به طور كامل و زبان انگلیسی در دوره دانشگاهی، دست به ترجمه های ادبی نیز می زد.
كار جدی او در شعر از سال 45 شروع شد. در سال 48 با عاطفه گرگین شاعر و نویسنده همفكرش ازدواج كرد زندگی در كنار عاطفه و تاثیر پذیری از افكار او آثار گلسرخی را غنی تر كرد بطوری كه دوران شكوفایی فكری و خلاقیت او در مطبوعات در سالهای 48 تا 52 می باشد البته هیچ اثری از خسرو در زمان حیاتش، به جز آنچه در مطبوعات و جنگ ها انتشار یافت به صورت كتاب چاپ نشد. تنها چیزی كه میتوان به عنوان كتاب چاپ شده در میان نوشته های او سراغ گرفت، مقاله ای ست با عنوان ” سیاستِ هنر، سیاستِ شعر” این مقاله برای اولین بار به صورت جزوه از سوی انتشارات (كتاب نمونه) به مدیریت بیژن اسدی پور انجام گرفت. اما بعدا” كاوه گوهرین مجموعه آثار خسرو را در دو مجموعه به نام های ”دستی میان دشنه و دل” و ” من در كجای جهان ایستاده ام” چاپ كرد كه این دفتر نیز در آن است. خسرو برای چاپ كتابهایش با (كتاب نمونه) قرارداد بسته بود كه به انجام نرسید و بعدها یكی از این دو مجموعه، با نام انتخابی خود گلسرخی “ ای سرزمین من“ چاپ شد. انتخاب نام “پرنده خیس” برای مجموعه دوم به توصیه عمران صلاحی انجام شده است. عمران صلاحی وبیژن اسدی پور كه از دوستان گلسرخی بودند تأكید كرده اند كه خسرو قصد داشت این نام را بر مجموعه ای از شعرهایش بگذارد.
او چهار سال در كنار همسرش زندگی كرد و ثمره این ازدواج فرزندی به نام دامون بود مدتی بعد از دستگیری گلسرخی عاطفه گرگین نیز دستگیر شد و در دادگاه نظامی به چهار سال زندان محكوم شد با به زندان افتادن او سرپرستی دامون به برادرش سپرده شد. (هم اكنون دامون همراه مادرش در پاریس زندگی می كند).
بیشترین علت دستگیری گلسرخی عضویت در محفلی بود كه موقع دستگیری مدت یكسال بود كه از این محفل بریده بود در اوائل ورود به آن محفل او متوجه شد كه جز حرف و خیال‏بافی و احیانا” چپ‏روی‏های نمایشی و خطرناك هیچ نیست . در آغاز ورود به آن جمعیت كذایی برای اینكه همسر و تنها پسرش را از این گرداب دور كند، ظاهرا از خانواده خود برید. و با عاطفه گرگین تبانی كرد و كوشید تا در انظار این طور جلوه دهد كه به علت اختلاف و عدم تفاهم جدا از خانواده خود زندگی می‏كند و این رشته خانوادگی در حال گسستن است. عاطفه در این ظاهرسازی مصلحتی او را یاری می‏داد،
خسرو گلسرخی در 29 بهمن 1352 به جرم شركت در طرح گروگانگیری رضا پهلوی علیرغم اینكه به خاطر بودن در زندان ساواك هرگز نمی توانست چنین كاری را انجام دهد و صرفابه خاطر دفاع از عقایدش در دادگاه نظامی به اعدام محكوم و در میدان چیت گر تیر باران شد .....

ادامه در وبلاکهای :

 http://www.mazdakam.com/content/view/550/242/

وبلاکی با پنج نویسنده

http://www.modiriyatt.blogfa.com/post-192.aspx

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 22:24 |
              والنتین یا سپندارمذگان

برای اطلاع بیشتر در مورد والنتین یا سپندارمذگان به آدرسهای زیر مراجعه کنید .

وبلاک بشنو از نی

http://www.mavaney85.mihanblog.com/

صعود برهنه

http://neylabak1.blogspot.com/

در سایه روشن کلام

http://www.kalam.se/text-mardgiran.html

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 11:44 |

             جوانان عزیز خوشبخت باشید

 

            ( الله سیزه خوش گونلر وئرسین )

چهارشنبه 2007/02/ 14 مصادف با 25 بهمن ماه 1385 در این دیار غربت روز والنتین یعنی روز عشاق است . روز مهر و دوستی و پایبندی به عشق . این روز بر شما هموطنان عزیزم ، بر شما جوانان دلبندم مبارک باشد . امیدوارم خوشبخت باشید . آرزو دارم زندگیتان پر از مهر و عشق و شادی باشد .

این دو بیتی های زیبای آذربایجانی را که از کتاب ائل بایاتیلاری زهره خانم وفائی برداشته ام تقدیم شما می کنم .

 

قارا – قاراشین اوغلان ( پسر سیاه گندمی )

کؤینه ک یاراشیر اوغلان ( پیراهن بهت میاد پسر )

گلیب قاپیدان گئچمه  ( از کنار در ما نگذر )

آنام ساواشیر اوغلان ( مادرم عصبانی میشود پسر )

قالادان یئندیم دوزه   ( از قلعه به زمین آمدم )

سو باغلادیم نرگیزه   ( به گل نرگس آب دادم )

هامویا خبر اولسون   ( خبر به همه برسد )

یار گله جکدیر بیزه  ( یارم به خانه مان خواهد آمد )

...

بوردان تبریزه کیمین  ( از اینجا تا تبریز )

گون قالخیب بیزه کیمین ( آفتاب تا خانه ما زده )

ایه ر سئویرسن منی  ( اگر مرا دوست داری )

گل گئداخ بیزه کیمین  ( بیا تا خانه ما )

عزیزیه م گونده من  (عزیز من هر روز من )

کؤلگه ده من گونده من ( در سایه من ، در آفتاب من )

ایلده قوربان بیر اولار  ( هر سال یک بار قربان می شود )

سنه قوربان گونده من  ( قربان تو هر روز من )

وبلاک همدردی مطلبی با عنوان  اگر چنین هستید  صبر کنید ، ازدواج نکنید دارد . مطالعه این مطلب را به شما جوانان عزیز توصیه می کنم و دوست دارم نظرتان را در این مورد بدانم .

http://www.hamdardi.com/

+ نوشته شده توسط شهربانو در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 و ساعت 22:38 |

 

                 زهره خانم وفائی را می شناسید ؟   

صلحه گلین اینسانلار

 

آنا قلبیم اودلانیر

سؤز دوشنده داوادان

بس دئییل ای انسانلار

توکولدو قان ، آخدی قان

یئر اوزونده دوست اولسون

گره ک انسان انسانین

قلبیمده کی آرزولار

آرزوسودور زمانین

من آنایام سه سیمده

یئرین گؤیون دردی وار

صلحه گلین انسانلار

یوخسا دونیا محو اولار

سلاح لاری یاندیرین

عرشه قالخسین توسکوسو

هر اوبادا هر ائلده

قاناد آچسین صلح سؤزو

اوزو گولسون انسانین

بایرام ائتسین یئر اوزو

من آنایام سه سیمده

یئرین گؤیون دردی وار

صلحه گلین انسانلار

یوخسا دونیا محو اولار

...

برگرفته از ائل ماهنی لاری گردآوری زهره وفائی

...

مادر دلم آتش می گیرد

وقتی صحبت از جنگ می شود

ای انسانها بس نیست ؟

خوان ریخته شد ، سیل خون جاری شد

روی زمین دوست شوند

باید انسان با انسان

آرزوهای دلم

آرزوی زمان است

من مادرم در صدایم

درد زمین و آسمان است

صلح کنید ای انسانها

وگرنه دنیا نابود می شود

اسلحه ها را بسوزانید

تا دودش به عرش برسد

در هر ایل و طایفه ای

سخن از صلح پر بگیرد

روی انسان بخندد

زمین جشن بگیرد

صلح کنید انسانها

وگرنه زمین نابود می شود

+ نوشته شده توسط شهربانو در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 0:5 |

ای دوست سن ده قال قوناق

 

بو دونیانین سئوینجی وار ، غمی وار

بو دونیانین سئوینجیندن اوزاغام

بو غریبین سوروشمارام کیمی وار

نه زاماندیر دوغما ائلدن اوزاغام

یاز گلنده چیچک آچار گول آچار

منیم غریب قالان کؤنلوم آچیلماز

فصیل فصیل نیسگیل لریم دیل آچار

بولود – بولود دولان کؤنلوم آچیلماز

تبریزیمین یولو دادشدی ، یولو داش

بو یوللاردا ایلدیریملار دینئیدی

تبریزیمین ساغی داشدی ريال سولو داش

داشلار ساواش سنگرینه دؤنئیدی

تبریزیمین تاریخی وار ، آدی وار

تبریزیمین تاریخی دیر فخریمیز

سینه سینده مین ایللرین اودو وار

بو تبریزین سینه سی دیر یئریمیز

نبریزیمین کؤکسو یارا اولسادا

تبریزیمین اییلمه ییب باشی هئچ

من اوزاقدا ، او اوزاقدا اولسادا

آیریلماییب اوندان کؤنلوم قوشو هئچ

دوشمن بیلسین میلیون – میلیون سانیم وار

کرپیچ – کرپیچ داغیلاسی دئییلم

باشیم اوسته چوخ آت چاپدی طوفانلار

بیلن بیلدی چتین سینام ، اییلم

تبریزیمین چشمه سی وار ، سویو بال

بیرجه ایچیم درمان اولار هر درده

گل او یئرده سن ده ای دوست قوناق قال

گل قالمایاق بو حسرتلی ائل لرده

بو دونیادا یاشاماغا نه وار کی

شیرینلشن ووطال پایین اولارسا

عؤمرون یوکون داشیماغا نه وار کی

سئوینج دولو ایلی ، ایین اولارسا

مدینه گلگون خانیم

من بو عؤمرو یاشادیم کتابیندان

...

وبلاک لوتا لیست وبلاک نویسان آذربایجانی

http://turklink.blogfa.com/

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 0:13 |

            حیران خانم را می شناسید ؟

 

من نمی شناختم . فقط شعری از او در اینترنت خوانده و خوشم آمده بود . حیران خانم دختر کریم خان ، از بزرگان و توانگران معروف تبریز بود و مسلم است در تبریز به دنیا آمده است . می گویند وی عمر طولانی داشته و در زمان سه پادشاه قاجار زندگی می کرده است و همدوره ناصرالدین شاه بوده است . نامزدی داشت که در جنگ ایران و روس به جبهه رفت و دیگر بازنگشت و حیران خانم تا آخر عمر در آرزوی دیدار دلدارش حسرت به دل ماند و اشعار عاشقانه و جانسوز در فراق یارش سرود . او به زبان فارسی و ترکی آذربایجانی شعر می سرود .

...

بیر بولبولم ائیله میش زمانه

غم اوخلارینا سینم نشانه

ای دلبریم ، او قاشون گؤر اوخشار

ابروی مقوسه کمانه

او آلدادیجی شیرین کلامون

قیلدی منی دهرده فسانه

تک من دگیلم مین عاشقی سن

مجنون کیمی ائیله دین دیوانه

بو بی کس و زار و ناتوانی

بالله گتیرمیسن امانه

بیر نامه یازیب جگر قانیندان

او جانبه ائیله دیم روانه

« حیران » اسیر عشقون اولموش

آخیر توتوشوب چکیر زبانه

....

ز هجر رویت ای جانانم امشب

به گردون می رسد افغانم امشب

شود هر لحظه طوفانی هویدا

ز اشک دیده گریانم امشب

نسازی چونکه ای فرزانه دلبر

ز وصل خویشتنخندانم امشب

فراق روی تو زد چاک ای گل

گریبان تا که بر دامانم امشب

نکردی ای طبیب بی مروت

علاج درد بی درمانم امشب

سرت گردم ببین بی ماه رویت

چه سان « حیران » و سرگردانم امشب

+ نوشته شده توسط شهربانو در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 14:3 |

 شوطدو داداشدان تشکر ائلیرم .             

                              قايا قيزي

 

قايا قيزي داش ماكـــونون تورك قيزي

حيران ائدير تورك سوزونده باخ بيزي

شوطدوداداش يــــــاد ائلدي باخ سيزي

                   ياشا ياشا توركون قيزي سن ياشا

                   گــــونلريوي شادليقينان وئر باشا

قايا قـــــــيزي تــــورك ائلينين قاياسي

تورك اوشاقـــــين واردي سنه دعاسي

قلملرنن نورلــــو اولســــــون اوباسي

               توركون قــــيزي قلم الدن دوشمسين

               آدين قالسين بير آن ديلدن دوشمسين

قايا قــــــيزي داش ماكـــوده ن غربتده

آمما آدي بـــــــو مـــــاكوده صحـــبتده

عمور بــــويـــو قالــــميياســـان ذللتده

                توركون قيزي قلم سننن خوش يازار

               نامرد اولان بوديــــــــواننان تئز آزار

قايا قــــــــــــيزي بير طــرفده بازرگان

كيشميش تپه-يــــــولاگــــلدي- چالدران

شوط شهرينن شوطدوداداش سوزيازان

             بــــونلاريـــــدا يـــازديــــم قالا ديوانا

             بلكه سننن ســوزلــــر يئته هر يـــاتــا

قايا قيـــــزي قزبعــــلي وار شير باشي

بو ايراندا مشهوردو مــــاكو داشــــــي

هيچ كس آتماز بوماكــــوده يولداشــــي

              توركون قيزي داغين داشين وار السون

              آغيري داغـــين باشي بوردا قار السون

قايا قـــــيزي ســـرداريــن كاخي موزه

داش مـــــاكــوده ايــندي گليبدير گوزه

اي كاش اولا گئلك بير گون اوز اوزه

              خاطره لر ديــــوان ســــوزو سوزلنه

              ياوخونلوقدا مطلب سوزلــــر ايــزلنه

قايا قــــــيزي سنــــگرده فرهاد دامـــي

ياخچي تانيراونو مــــاكـــــوده هـــامي

 بير گون اولار قوناق اولارسان شامي

            ائل اوشاقي سوزلر بحثيـــن آچاللار

            قانات تاپيب تورك ديلينـــده اوچاللار

قايا قـــــــيزي اطـــــــرافينده هنـــدوار

بير باغچاجوق بيرده هاسون مانـــدگار

قره تپه-خــــلـــج-بـــلجـــك يـــــادگـار

           اطرافينــــدا گوزه ل كئدده ر آدلانير

           بو وبلاگدا يـــوردون يووان يادلانير

قايا قـــــيزي شوطدوداداش قارداشيز

بوديوانــــــــنان بو سوز سنه پاداشيز

ساغ سلامت السون هر آن يولداشيز

         توركون قيزي توركون ديلي هرياندا

         دنيا بويو آديــــن يازديــــم ديــــواندا

 http://shutdudadash.blogfa.com/

                     

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 23:11 |

                 سولدو گلستان اي وطن

 

باغبان گئتدي عجب ســـــولدو گلستان اي وطن

جه جهيننن دوشدولر بولبـــول؛پريشان اي وطن

                                      سولدو گلستان اي وطن

اي مدينه اي وطن نام و وقـــــاريم سنده دير

شكر اولا وار عزتيم صبرو قراريم سنده دير

خنجره باش اًيمره م دارو نداريــــم سنده دير

كربلا دشتي حسينه اولدو زنــــدان اي وطن

                                      سولدو گلستان اي وطن

بولبوله يئتسين خبراي بولبولوم حــــيرانيوام

كربلاده جان وئره ن انسان سنه قوربــانيوام

سويلدي عطشان حسين اي زينبيم ميهمانيوام

 اُ گونو قالدي عجب اوردا اُ ميهمان اي وطن

                                     سولدو گلستان اي وطن

دوشمنون ظولمو اُ گون طوفانلي طغيان ائيلدي

حق اولان پاك سوزلري دوشمنلر كتمان ائيلدي

باخ حسين اوز جانيني اهدايه قرآن ائيلــــــــدي

ائيلدي سيراب چولو اٌ گونده پاك قان اي وطـن

                                     سولدو گلستان اي وطن

پاك توكولموش قانلاريزدينه قويوبدوچــوك اثـــر

يازدي باخ شوطدوداداش اٌكربـــلادن مخـــــتصر

ايستميشدي محو ائده دين عزتين شمر سربه سر

قالدي چوللرده حسين باخ بيرجه عريان اي وطن

                                    سولدو گلستان اي وطن

نينوا دشتي بلالي اولدو هر انسانـــــلارا

مطلبي قانلا يازيلدي هر گونو ديوانلارا

اهله بيته انبياده باخجينان پيمــــــــانلارا

وئرديلر 72 قوربانليق احسان اي وطن

                                  سولدو گلستان اي وطن

 

          الهام از شعر معجز شبستري            شوطدوداداش

 http://shutdudadash.blogfa.com/

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 23:8 |

ماضی استمراری :

به وقوع فعلی در زمان گذشته دلالت می کند . کاری که در گذشته انجام و استمرار یافته است .

ماضی استمراری به این طریق ساخته می شود که به ماضی مطلق ( ور  یا یر ) اضافه می کنیم .

به مثالهای زیر که در ماضی مطلق نوشته ایم دقت کنید : 

گؤردوم  : دیدم   

اوخودوم : خواندم

ووردوم : زدم

دوتدوم : گرفتم

گؤتوردوم : برداشتم

قویدوم : گذاشتم

دوردوم : ایستادم

قورخدوم : ترسیدم

قورتولدوم : تمام شدم

قوودوم : راندم

قوروتدوم : خشک کردم

یوردوم : خسته کردم

قیردیم : شکستم

یئدیم : خوردم

یازدیم : نوشتم

آپاردیم : بردم

قالخدیم : بلند شدم

آییلدیم : بیدار شدم

میندیم : سوار شدم

تاپدیم : پیدا کردم

...

در اینجا همان افعال ماضی مطلق را به ماضی استمراری تبدیل می کنیم .

گؤروردوم : می دیدم 

اوخووردوم : می خواندم

ووروردوم : می زدم

دوتوردوم : می گرفتم

گؤتوروردوم : برمی داشتم

قویوردوم : می گذاشتم

دوروردوم : بلند می شدم

قورخوردوم : می ترسیدم

قورتولوردوم : تمام می شدم

قووردوم : می راندم

قورودوردوم : خشک می کردم

یوروردوم : خسته می کردم

قیریردیم : می شکستم

یئییردیم : می خوردم

یازیردیم : می نوشتم

آپاریردیم : می بردم

قالخیردیم : بلند می شدم

آییلیردیم : بیدار می شدم

مینیردیم : سوار می شدم

تاپیردیم : پیدا می کردم

 

اگر دقت کنید علامت ماضی استمراری در زبان فارسی می است که به اول ماضی

 

مطلق اضافه می شود .

در مورد شهرستان ماکو به وبلاک گروه جغرافیای شهرستان ماکو کلیک کنید .

http://geoma.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 18:33 |

زبان حال امام حسین علیه السلام در سوگ وطن

 

اسدی چون باد ستم ، سولدو گلستان ای وطن

گلشنون بلبل لری اولدی پریشان ای وطن

سولدو گلستان ای وطن

ای مدینه ، ای وطن ، جد کباریم سنده دیر

اعتباریم ، عزتیم ، صبر و قراریم سنده دیر

او علیل بینوا صغرای زاریم سنده دیر

سندن آیریلماق حسینه اولماز آسان ای وطن

سولدو گلستان ای وطن

بلبل شوریده تک ای گل سنون حئیرانیوام

اختیاریم گئتدی الدن ، ای وطن قوربانیوام

باغرووا باس ، یاخجی ساخلا ، بو گئجه مهمانیوام

کوچ ائده ر چونکی ساباح سندن بو مهمان ای وطن

سولدو گلستان ای وطن

چون یزید بی حیا ظولمونده طغیان ائیله دی

بیز وطن عاشیقلرین ، یکسر پریشان ائیله دی

تؤکمه گه قانین حسینون ، عهد و پیمان ائیله دی

اولمارام راضی ، توکولسون سنده بو قان ای وطن

سولدو گلستان ای وطن

بیعت ائتسه م من اونا ، قالماز شریعتدن اثر

ایستر او کافر ییخا دینون بناسین سر به سر

ظالیمه عادیل دئیوب باش اگمه رم من مختصر

گر دوشه مئیدانه باشیم مثل چوگان ای وطن

سولدو گلستان ای وطن

بو ابوالفضل و بو قاسم ، بو گل باغ حسن

بو شبیه مصطفی اوغلوم علی اکبر ، بو من

حاضیروخ جان وئرمه گه شوقیله مخصوب الکفن

کج خیال اولاد سفیان ای وطن

سولدو گلستان ای وطن

اکبرون قانیله اولسا زلفی الوان راضیم

شیرخواره اصغریم جان وئرسه عطشان راضیم

قوللارین ائتسه قلم عباسون عدروان راضیم

اولمارام اما رضا بو امره بیر آن ای وطن

سولدو گلستان ای وطن

کربلا مئیدانینا یئتمیش ایکی قوربان گره ک

کربلا مئیدانی اولسون قانیله الوان گره ک

خیمه گاه زینبی شمر ائیله سون تالان گره ک

تا کی قالسون یئر اوزونده حکم قرآن ای وطن

سولدو گلستان ای وطن

بیر زامان واریدی توتمیشدی جهانی شهرتین

تار ومار ائتدی سنی آخیرده جهلی ملتون

معجز آغلار حالیوا ، زیرا کی چوخدور زحمتون

جسمیوه میه یاره وورموش تیغ عدوان ای وطن

سولدو گلستان ای وطن

 

میرزا علی معجز شبستری
+ نوشته شده توسط شهربانو در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 18:31 |

آشیق زولفیه ده ن بو یاسلی گونلر اوچون قارداش یاسیندا بیر یانیخلی اوخوماق .

                   اویان قارداشیم

محنته گلمیشیک قبرین اوستونه

اویان قوربان اولوم اویان قارداشیم

بئله کوچ ائیله مه واخ سیز قارداشیم

نولار اینصافا گل دایان قارداشیم

اویان قوربان اولوم اویان قارداشیم

باجیلارین باشا قارا باغلادین

قارداشلارین سینه سینی داغلادین

داغلار داشلار هارای سالیب آغلاتدین

بیزی یانا – یانا قویان قارداشیم

اویان قوربان اولوم اویان قارداشیم

آتام آنام بوینو بوکوک اولوبدور

جاوان سئوگیلینین رنگی سولوبدور

سن گئدن دن بری گؤزو دولوبدور

آخی بالالارین یئتیم قالیبدور

وارمی بو دردیمی دویان قارداشیم

اویان قوربان اولوم اویان قارداشیم

یامان آجی گلدی فلک اویونو

دویونجان گؤرمدین ائولاد بویونو

هله یئتمه میشدین چیچک بویونو

آی واخ سیز دونیادان دویان قارداشیم

اویان قوربان اولوم اویان قارداشیم

نولار اینصاف ائله دایان قارداشیم

...

با محنت و غم سر قبرت آمده ایم

بیدار شو قربانت برادر ، بیدار شو

اینگونه بی موقع کوچ نکن

چه میشود انصاف کن ، صبر کن برادر

بیدار شو قربانت برادر بیدار شو

سرخواهرانت سیاه  بستی

سینه برادرانت را  بریان کردی

کوه و دشت را گریاندی

جگرمان را داغدار گذاشتی برادر

بیدار شو قربانت برادر بیدار شو

پدر و مادرم سر به گریبان شدند

رنگ از رخ سوگلی جوانت پریده

از وقتی که تو رفتی چشمانش پر اشک است

آخر فرزندانت یتیم مانده اند

کسی هست که دردم را بشنود ؟ برادر

بیدار شو قربانت برادر بیدار شو

بازی فلک عجب تلخ شد

قامت اولادش را سیر ندید

هنوز گلهای جوانیش باز نشده بود

ای برادری که بی موقع از دنیا سیر شدی

بیدار شو قربانت برادر بیدار شو

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 22:11 |
 

نوحه سرائی پادشاه سخن آذربایجان استاد محمد حسین شهریار

حسینه یئرله ر آغلار گؤیله ر آغلار 

بتول و مصطفی پیغمبر آغلار

دلریش
حسینون نوحه سین دلریش یازاندا
موسلمان سهلدیر که کافر آغلار
کور اولموش گؤزله رین قان دوتدو شومرون
کی گؤرسون اؤز الینده خنجر آغلار
حسینون کؤینه گی زهرا الینده
چکر قئیحا قیامت ، محشر آغلار
آتاندا حرمله ، اوخ کربلاده
گؤرئیدین دوشمن آغلار ، لشگر آغلار
قوجاغیندا ، گؤرئیدین ام لیلا
آلیب نعش علی اکبر آغلار
رباب ، نیسگیل دؤشونده سود گؤره نده
علی اصغری یاد ائیله ر آغلار
باشیندا کاکل اکبر هواسی
یئل آغلار ، سنبل آغلار ، عنبر آغلار
یازاندا آل طاها نوحه سین من
قلم گؤردوم سیزیلدار ، دفتر آغلار
علی ، شق القمر ، محراب تیلیت قان
قولاق وئر ، مسجید اوخشار منبر آغلار
علیده ن شهریار ، سن بیر اشاره
قوجاقلار قبری ، مالک اشتر آغلار 
 

 ...

التماس دعا  

 

 

 

+ نوشته شده توسط شهربانو در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 و ساعت 23:21 |